قرض الحسنه‏

قرض الحسنه‏

گرچه قرض الحسنه در قرآن معناى وسيعى دارد و هر مالى را كه در راه خدا انفاق گردد، شامل مى‏شود، چرا كه مؤمن همه آنها را به خدا قرض مى‏دهد تا در قيامت بازستاند،

ولى آنچه كه در اينجا مورد بحث ماست، قرض الحسنه به معناى اصطلاحى آن است يعنى «دادن مقدارى از مال شخصى خود براى رفع نياز مشروع افراد، و استرداد آن بدون زياده». بنابراين، استقراض و دريافت وام‏هايى كه امروزه در ميان جامعه‏ها متداول و همراه سود و بهره است مشمول آن نمى‏گردد، زيرا اين نوع وام‏ها خداپسندانه و مطابق موازين اسلامى نيست. عنوان «قرض الحسنه» از قرآن گرفته شده و حاكى از اهميت آن است:

«مَنْ ذَا الَّذى‏ يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً ...» «1»

كيست كه به خدا وام نيكو دهد؟

ارزش معنوى قرض الحسنه‏

از نظر قرآن كريم، قرض الحسنه پاداش مضاعف و اثر خاصّى در بخشش گناهان دارد:
«إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ» «2»

اگر به خدا قرض الحسنه دهيد، برايتان چندين برابر خواهد كرد و شما را مى‏آمرزد و خدا بسيار سپاسگزار و بردبار است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز فرمود:
«الصَّدَقَهُ بِعَشْرٍ وَ الْقَرْضُ بِثمانِيَةَ عَشَرَ وَ صِلَةُ الاخْوانِ بِعِشْرينَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِارْبَعَةٍ وَ عِشْرينَ» «3»

صدقه دادن، ده پاداش دارد، قرض دادن، هيجده پاداش، ديدار با برادران دينى بيست و صله ارحام بيست و شش پاداش دارد.
همچنان كه قرض دادن موجب تقرب به خدا مى‏گردد، قرض ندادن نيز سبب دورى از رحمت و پاداش الهى مى‏شود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:
«مَنِ احْتاجَ الَيْهِ اخُوهُ الْمُسْلِمُ فِى قَرْضٍ فَلَمْ يُقْرِضْهُ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» «4»

هر كس، برادر مسلمانش به وام او نياز پيدا كند، ولى به او وام ندهد، خداوند بهشت را بر وى حرام مى‏كند.

آداب قرض الحسنه‏

قرض گرفتن و قرض دادن، اصول و آداب خاصّى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

الف- بازپرداخت: هر كس كه وامى دريافت مى‏كند، بايد براى باز پرداختش پشتوانه مالى داشته باشد و اگر ندارد بهتر است با گرفتن صدقه كمبودهاى خود را جبران‏ كند. «5» قرض گيرنده هنگام استقراض بايد نيّت بازپرداخت آن را داشته باشد و گرنه سارق محسوب مى‏شود. «6»

ب- رسيد و شاهد گرفتن: در بينش قرآن- برخلاف آنچه كه در ميان بسيارى از مسلمانان معمول است- شاهد و رسيد گرفتن و ثبت تاريخ و قرض و پرداخت آن اهميت زيادى دارد و دستور مستقيم خداست:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنْتُم بِدَيْنٍ إِلَى‏ اَجَلٍ مُسَمّىً فَاكْتُبُوهُ» «7»

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هرگاه وام مدت‏دارى را به يكديگر مى‏دهيد، آن را بنويسيد.
قرآن در ادامه آيه ياد شده به گرفتن گواهان واجد شرايط امر مى‏كند.

ج- دورى از ربا: قرض نبايد همراه با ربا باشد، زيرا قرض‏هاى ربوى حرام و سبب ركود اقتصادى مى‏گردد و اخلاق نيك اقتصادى چون انفاق، ايثار، قرض الحسنه و ... را به تدريج كم مى‏كند، يا بكلى از ميان مى‏برد. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«... وَ انَّما حَرَّمَ الرِّبا لِيَتَقارَضَ النَّاسُ» «8»

... و خداوند ربا را حرام كرده است تا مردمان به همديگر قرض بدهند.
البتّه اگر وام گيرنده بدون قرارداد و شرط قبلى، مقدارى زايد بر قرض به صاحب پول بدهد، ربا و حرام محسوب نمى‏شود به دليل آيه:
«وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ...» «9»

و چون شما را به درودى خواندند به درودى بهتر از آن يا همانند آن پاسخ گوييد.

د- مهلت دادن: اگر كسى با عذر موجه نتوانست بدهى خود را سر موعد پرداخت نمايد، سزاوار است طلبكار به او مهلت دهد تا گشايشى براى وى حاصل شود.
«وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى‏ مَيْسَرَةٍ ...» «10»

و اگر (وامدار) تنگدست بود، مهلتى بايد تا هنگام گشايش.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روزى به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
اى مردم! حاضران به غايبان برسانند كه هر كس بدهكار تنگدستى را مهلت دهد، خداوند به مقدار مالى كه صاحب مال در پيش بدهكار دارد تا زمانى كه آن را دريافت كند، براى هر روزش صدقه‏اى مى‏نويسد. «11»

همچنين مى‏فرمايد:
«لَيْسَ لِمُسْلِمٍ يُعْسِرَ مُسْلِماً وَ مَنْ انْظَرَ مُعْسِراً اظَلَّهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِظِلِّهِ يَوْمَ لاظِلَّ الّا ظِلُّهُ» «12»

هيچ مسلمانى حق ندارد، مسلمانى ديگر را در فشار قرار دهد و اگر كسى وامدار تنگدستى را مهلت دهد خداوند در روز قيامت كه سايه‏اى جز سايه او نيست، بر وى سايه مى‏افكند.
يادآور مى‏شويم كه اگر كسى بداند وامى را كه از او گرفته‏اند در راه گناه صرف كرده‏اند نبايد به آنان مهلت دهد، چرا كه اين مورد، استثنا شده است. «13»

پی نوشت:

(1). حديد( 57)، آيه 11.

( 2). تغابن( 64)، آيه 17.
( 3). وسائل الشيعه، ج 11، ص 546.
( 4). ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 341.
( 5). سلسلة الينابيع الفقهيّه، على‏اصغر مرواريد، ج 15، ص 14.
(6). همان، ص 3.
( 7). بقره( 2)، آيه 282.
(8). فقه القرآن، قطب‏الدين راوندى، ج 1، ص 384.
( 9). نساء( 4)، آيه 86.
( 10). بقره( 2)، آيه 280.
(11). وسائل الشيعه، ج 11، ص 547.
(12). همان، ج 11، ص 113.
(13). ر. ك: سلسلة ينابيع الفقهيه،( فقه الرضا)، ج 15، ص 3 و 6.

منابع: 

جعفر وفا،ثروت از ديدگاه قرآن، ص: 86