صدقه از دیدگاه قرآن

   عنوان    زیر عنوان سوره شماره آیه                   توضیحات آثار آثار صدقه
 صدقه‏  فضيلت صدقه‏ 1. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله: زمين قيامت، [يك‏پارچه‏] آتش است، بجز سايه مؤمن؛ زيرا صدقه‏اش بر او سايه مى‏افكند.
صدقه از مستحبات ارزشمند است. در فضيلت صدقه همين بس كه «جامع فضايل دنيويه و اخرويه است. از ساعت اولِ دادن آن، با انسان همراه است و دفع بليات مى‏كند تا آخر امر در قيامت و ساير مراحل كه انسان را به بهشت و جوار حق برساند». «1»
صدقه صدقه چيزى است كه انسان به قصد قربت از مال خود خارج سازد.[1] برخى گفته اند: صدقه، مطلق انفاق در راه خداست؛ اعمّ از اينكه واجب باشد يا مستحبّ.[2] گفتنى است كه مقصود از صدقه، در برخى آيات، زكات واجب اموال است كه در مدخل زكات به آنها پرداخته شده و نيز آيات مربوط به انفاق در مدخل انفاق آمده است. در اين مدخل مقصود از صدقه معناى اوّل آن است و از واژه هاى «صدّق»، «تصدّق»، «صدقه» و «صدقات» استفاده شده است.
لفظ صدقه در قرآن، بسيار آمده است. صدقه نيز همانند زكات، در اصطلاح متشرعه، مفهوم خاصى پيدا كرده و تنها بر كمك هاى مالىِ مستحبى، كه شخص وظيفه شناس و متعبد، علاوه بر تكليف واجب خود، به فقرا مى دهد، اطلاق مى شود كه نقطه مقابل زكات واجب مالى است؛ اما در قرآن، صدقه نيز همانند زكات، مفهومى بسيار گسترده دارد و علاوه بر صدقات مستحب، بر زكات واجب هم اطلاق مى شود؛ چنان كه در اين آيه آمده است: (اِنَّما الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكينِ وَالْعامِلينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِى الرِّقابِ وَالْغارِمينَ وَفى سَبيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللّهِ وَاللّهُ عَليمُ حَكيمٌ)(1).
الف : مفهوم صدقه در قرآن كريم 1 خداى تعالى فرموده است : ففدية من صيام او صدقة او نسك ...؛ و از آن فدا كند بروزه داشتن يا صدقه دادن يا كشتن گوسفند...(1)
«الم یعلموا ان اللّه هو یقبل التوبة عن عباده و یأخذ الصدقات ان اللّه هو التواب الرحیم.»(توبه، آیه 104) از این آیه فهمیده می شود: 1ـ خداوند صدقه را خودش می گیرد. 2ـ صدقه هم مانند توبه انسان را پاک می کند. 3ـ صدقه را خداوند قبل از فقیر می گیرد. 4ـ بعضی معتقدند از آیه فهمیده می شود شرط قبولی صدقه1  توبه است چون در آیه، توبه مقدّم شده است.2 1. تفسیر نمونه، ج 8، ص 121. 2. تفسیر بیان السعادة، ج 2، ص 278.
قابل توجه اينكه در آيات فوق خوانديم هميشه در اموال نيكوكاران حقى براى سائل و محروم است ، اين تعبير به خوبى نشان مى دهد كه آنها خودشان را در برابر نيازمندان و محرومان مديون ميبينند، و آنانرا طلبكار و صاحب حق مى شمرند، حقى كه به هر حال بايد پرداخته شود، و هيچگونه منتى در پرداختن آن نيست ، درست مانند طلبهاى سایر طلبكاران. و چنانكه گفتيم قرائن مختلفى نشان مى دهد كه اين تعبير مربوط به زكات واجب و امثال آن نيست ، بلكه ناظربه انفاقهاى مستحبى مى باشد كه پرهيزگاران آن را دين خود مى شمرند.
إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَب اللَّهِ وَ أَقَامُوا الصلَوةَ وَ أَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تجَرَةً لَّن تَبُورَ(29 /فاطر). كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مى كنند و نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به آنها روزى داده ايم پنهان و آشكار انفاق مى كنند، تجارت (پر سودى ) را اميد دارند كه نابودى و كساد در آن نيست.